سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خاکریز
هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، بلا را به او می پیوندد ؛ زیرا خداوند ـ عزّوجلّ ـ، می خواهد او راخالص سازد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
خاکریز
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» خفه میشی ها!!

       جناب آل سعود احساس قدرت می کند و دهان بازکرده تا بحرین را ببلعد .کوچکی جزیره بحرین شیوخ عربستان سعودی را به اشتها آورده که اولین لقمه ازخلیج فارس را مزه کنند . فارغ از اینکه این لقمه بوی ایران می دهد . درست است که بحرین اکنون کشوری مستقل است و در مجامع بین المللی شناخته شده است اماهنوز چاک پیراهنش که از ایران جدا شده دوخته نشده است و هستند ایرانیانی که در آن جزیره زندگی می کنند و از ایرانی بودن آنها که بگذریم البته از شیعه بودن اغلب مردم بحرین نمی شود گذشت . پس به سعودیها اخطار می دهیم که :
این لقمه بد جوری گلوگیرتان خواهد شد . با هیچ سنمه ای فرو که نخواهد رفت وبا هیچ چهارشاخی بیرون هم نخواهد آمد . و آنجاست که سعود و آل سعود خفه خواهند شد و دیگر باید به فکر جمع کردن بساطتان باشید تا گسترش حکومت ناشایست ووهابیتان .
شما اگربتوانید خود را بدون آویزان شدن به آمریکا و اسراییل اداره کنید هنری بس بزرگ انجام داده اید پس انگشت درلانه اژدها نکنید و بگذارید این اژدهای بیداری اسلامی فعلا سر به سوی کشور عربستان نکندهرچند غیرممکن است که از حرارتش درامان باشید.
پس: عقب گرد


   



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( پنج شنبه 28/2/91 :: ساعت 10:27 صبح )
»» سلام رییس جمهور

چهارمین سفرآقای دکتر ویارانش به خراسان رضوی درحال انجام است و تیم رییس جمهور شدیدا سرگرم حل وفصل امور استان هستند . این صدمین سفر آقای رییس جمهور به استانهای کشور در طول مدت ریاست جمهوری ایشان است . کار بسیار ارزشمندی که کمتر رییس دولتی در جهان انجام داده و یا خواهد داد . اما
در مراسم استقبال و بازدیدهای رییس جمهور دیده می شود که نامه های بسیاری در پاکتهای متفاوت به ایشان و اطرافیانش تحویل می شود .یکی از این نامه ها را مش غلامحسین مشهدی نوشته .
خبر:چهارمین سفر استانی ریاست جمهوری وهیات دولت روز پنجشنبه انجام خواهد شد . استقبال عمومی است .
             مش غلامحسین که این خبر رااز رادیو می شنوه بسیار خوشحال می شه . انگار دریچه ای به اطاق تاریک کودکش باز می شه.هنوز سه روز مانده تا پنجشنبه . چکشش را روی میز میذاره و به خانه میاد. روی تاقچه های اتاقها به دنبال چیزی می گرده . خانومش می پرسه .به دنبال چه میگردی ؟میگه هیچی خودم پیدا میکنم . خودکاری پیدامی کنه و ورقی از دفتری جدا می کنه و شروع میکنه به نوشتن . اما نه . نمی شود . اینجوری نمیشود . باید ورق بهتری باشد . پاکتی هم می خواهد . به لوازم التحریر سرکوچه می ره و یه ورق با یک پاکت نامه می گیره . دوباره شروع به نوشتن می کنه . مادر مرتضی می گه: چی می نویسی ؟ پاکت برای چیه ؟ غلام حسین با نگاهی که پر از امید است می گوید : نامه می نویسم . نامه . احمدی نژاد میخواد بیاد مشهد میخوام براش نامه بنویسم شاید یه فکری برامون بکنه .عصمت خانوم میگه : خداخیرت بده .بنویس ولی میدونی چقدر نامه براش می نویسن؟ مگه اون بنده خدا چقدر می تونه نامه هارو بخونه . اگه می نویسی باید سعی کنی بری جلو وبه دست خود خودش بدی .اینجوری امیدی هست .
غلامحسین همونجور که به نوشتن ادامه میده میگه . ای بابا . بااین پای دردناکم مگه میشه تواون شلوغی ؟ حالاهرچی خدا بخواد . یه باره کاغذو که تا نصفه نوشته مچاله می کنه و میندازه دور . زنش میگه چی شد چرا پشیمون شدی پس ؟ میگه راست می گی باید اساسی بنویسم . میرم عکاسی سرکوچه می گم برام کامپیوتری بنویسن . اونجوری آقای رییس جمهور راحت تر می خونه . میره عکاسی محل میگه ممد آقا میخوام برام یه نامه بنویسی با کامپیوترت . محمد آقا هم میگه باشه همین عکسو چاپ بگیرم مینویسم حاجی چشم بشین .
خب بگو چی بنویسم ؟حاجی میگه بنویس
سلام آقای رییس جمهور . میدونم خیلی کم وقت دارید و نامه ها هم زیاده ولی خواهش می کنم تاآخرش بخون . آقای احمدی نژاد من همه گرفتاریهامو خودم برطرف می کنم . مشکلات زندگی و دخترا و پسرامو مرتفع می کنم ولقمه نونی براشون پیدامی کنم با زحمت کشی .عوارض شهرداریو قبضهای آب وبرقو گاز وظیفمونه که بدیم .  اما یه مریض دارم که اول از خدا شفاشو میخوام بعدهم به کمک شما احتیاج دارم . آخه این روزها دارو ودرمان برای ما فقیر بیچاره ها خیلی گرون تموم می شه .بیمارستانها اول پول می خوان بعد مریضو معاینه می کنن . تازه هیچکدوم از دکترای خوب توی محله ما نیستند .همشون یا توی احمد آبادند یا توی اون بالاشهر و این حاشیه های شهر که دکتری نداره . میدونی برای حتی رفتن به مطب یکیشون باید چقدر کرایه بدیم . ؟  دکتر جان نداریم .باور کن نداریم . آقای رییس جمهور بچه ام از سه چهار سالگی بیماری گرفته و الان که یه جوون 23ساله هست جلو چشمم داره پرپر میزنه . دلم میخواست مثل بقیه منم امکانات مالی بهم اجازه می داد چند تا دکتر خوب می بردمش تا بهتر بشه . میگن توی تهران می شه کارهایی برای این مریضا کرد .اما من میگم تو همین مشهدم میشه .فقط یه بیمارستانی باشه که ما بی بضاعتها رو بپذیره .مثل اون قدیما که بیمارستان امام رضا (ع) دولتی بود وکم پول می گرفت .  آقای رییس جمهور می تونی کمکم کنی ؟ راستی خدا خیرت بده که میای از شهر و روستاهای کشور سر میزنی . اگه به منم نرسیدی عیب نداره به دیگران هم که برسی انگار به بچه ی من رسیدگی کردی . اجرت با فاطمه زهرا (س) . والسلام .
روز پنجشنبه مش غلامحسین از ساعت 7 صبح میاد فلکه بسیج منتظر میمونه تا کاروان رییس جمهور از راه برسه . تا چشمش به ماشین دکتر می افته اشک به پهنای صورتش جاری می شه و از اینکه رییس جمهور مردمی و بی تکبری داره اشک شوق می ریزه که یه مرتبه یادش میاد باید نامه رو به دستش برسونه . با تلاش زیاد جلو میره و نامه شو بالا نگه می داره که مچاله نشه . همینجور که گریه می کنه و جلو میره یه دستی نامه رو ازش می گیره .وقتی سرشو بالا میاره میبینه تودستهای احمدی نژاد و اطرافیانش کلی نامه ی که معلوم نیست نامه اون دست کدومشونه . بازم واگذار میکنه به خدا و میگه توکلتوعلی الله ... 
                                                                                       



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( جمعه 22/2/91 :: ساعت 1:11 عصر )
»» پرده های آویخته

                         انگاری درختان مشهدی هم می توانند نفرین کنند !.نتایج نشان داد که پرده های آویخته برشاخ و برگ درختان نتیجه عکس دارد . مردم هوشیار مشهد دانستندکه چه کسانی را به ساختمان هرمی شکل تهران بفرستند .کاش هزینه این همه تبلیغات سرسام آور خرج محرومانی می شد که چشم به دست متمکنین برای لقمه نانی دارند.کودکانی که هنوز در قلعه ساختمان و قلعه خیابان با کفشهای پاره و دمپایی به مدرسه می روند و زیر چشمانشان از ضعف کبود است . بچه هایی که تیم فوتبال بیست نفریشان درخاکوگلهای اسماعیل آباد و جاده سیمان منتظر تیردروازه آهنی هستند تاوقتی گل میشود مطمئن شوند که می توانند . خانوادهایی که منتظرند هفدهم ماه برسد تابا اندک مبلغ یارانه مرغی تهیه کنند و بچه های سرونیم سرشان طعم آن را بچشند . بیمارانی که به دنبال خیریه ای می گردند که شاید هزینه در مان آنان را تقبل کنند تا چند صباحی سایه ی سرکودکانشان شوند . دخترانی که چشم به در دارند خیرخواهی برای شروع زندگی آنان دست بالا بزند و چند تکه از جهیزیه عروس نادار را فراهم کند . حقیقتا کدام یک از اینها نمی توانستند به اندک آرزوهایشان برسند ؟اگر فقط وفقط هزینه 50درصدتبلیغات دور دوم انتخابات مجلس به آنان اختصاص می یافت .  
راستی ! اینها که مسافر بهارستان شدند ،دوباره کی به شهرهای خود برخواهند گشت تا احوال همشریانشان را بپرسند؟؟؟!!...



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( شنبه 16/2/91 :: ساعت 8:45 صبح )
»» 9کلید میانبرمرورگرها

آشنایی با 9 کلید میانبر مرورگرها می تواند به سرعت و سهولت کار شما کمک کند.

Ctrl+F
پیدا کردن کردن یک عبارت خاص تو یک صفحه وب!
وقتی دنبال اسم یا عبارت خاصی تو یک صفحه وب هستید لازم نیست با چشم دنبالش بگردید ... اینو بزنید و عبارت مورد نظر رو تو کادر باز شده وارد کنید. اگه اون عبارت تو اون صفحه باشه در کمتر از یک ثانیه براتون پیداش میکنه

F5
خیلی براتون پیش میاد که صفحه رو Refresh کنید؟ به جای بردن موس روی دکمه Refresh کلید F5 رو بزنید

F11
صفحه مرورگرتون کوچیکه؟ کلید F11 رو بزنید تا سایت مورد نظر رو به صورت تمام صفحه ببینید! همین کلید کار خروج از این حالت رو براتون انجام میده

Home/End
این دو کلید گوشه‌گیر بیشتر از اون چیزی که به نظر میان مفیدند. کارشون اینه که شما رو به بالا/پایین صفحه وب ببرند. بعد از دیدن محتوای یک صفحه طولانی در وب لازم نیست کلی اسکرول کنید تا دوباره بالا برگرید کافیه یه بار home رو بزنید!

Ctrl+Mouse Scroll Wheel
گرفتن کنترل و چرخوندن چرخ موس سایز حروف و عکسها رو در صفحات وب تغییر میده و برای خوندن متنهای ریز می‌تونید از این قابلیت استفاده کنید. به جای چرخ موس می‌تونید از کلیدهای + و - هم به همراه Crtl برای این کار استفاده کنید. برای برگشتن به حالت پیش‌فرض Ctrl+0 رو بزنید!

Ctrl+T
برای باز کردن زبانه (Tab) جدید در مرورگرها بیشتر کاربران از روش کند بردن موس روی دکمه new tab استفاده می‌کنند. با این دو کلید می‌تونید همون کار رو سریعتر انجام بدید!

Ctrl+W
برعکس بالایی! کارش اینه که زبانه (tab) فعال رو ببنده!

Ctrl+Shift+T
احتمالا براتون زیاد پیش میاد که یک زبانه (tab) رو اشتباهی ببندید. نگران نباشید! با این کلید میانبر می‌تونید آخرین tab بسته شده رو دوباره باز کنید

Ctrl+Click
با نگه داشتن Ctrl کلیک کردن روی هر لینک اون لینک در زمینه باز میشه بدون اینکه وارد tab مربوط به اون لینک بشید. برای مواقعی خوبه که می‌خواهید یک مطلب رو ببینید اما نمی‌خواهید در همون لحظه بخونیدش!
منبع:مشرق


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( سه شنبه 5/2/91 :: ساعت 10:18 عصر )
»» کیمیای کم یاب

سرکوچه کنار رفیقش نشسته بود .رفتم اونطرف خیابون واستادم .می خواستم بدونم میتونه هنوز چهرموازدور تشخیص بده یانه ؟ دیدم داره به رفیقش منو نشون میده و یه چیزایی بهش میگه . فهمیدم که هنوز سوی چشماش قدرت تشخیص داره . خوشحال شدم .رفتم جلو سلام کردم .گفتم بریم یا میخوای هنوز بشینی . گفت توبرو قرصامو بگیر بیار .من بیام چیکار . گفتم بیا بریم ،هم دکتر یه معاینت می کنه هم باهم یه راهی میریم .گفت ای بابا ولمون نمی کنی . باشه بریم . دستشو گرفت به زانوشو با یه یاعلی گفتن از اعماق دل از جا بلند شدو صندلی پارچه ای شوجمع کرد حرکت کرد به سمت خونه . بایه فاصله چند متری مشایعتش می کردمو با خودم می گفتم :خداروشکر میتونه خودش راه بره و کارهاشو انجام بده . حاضر شدکه بریم .گفتم با همین زیرشلواری ؟! گفت خوبه دیگه بریم . شانس خوبی داشت .وقتی رسیدیم جلو مطب دکتر یه جای پارک توی اون شلوغی عجیب خیابون عارف برای ما مونده بود . دستشو گرفتم از پله ها رفتیم بالا .توی مطب دکتر تمام صندلیها پر بود .البته روی خیلی ازاونا جوونایی نشسته بودن که از بنیه بدنی خوبی هم برخوردار بودن . ولی چند تا پیرزن وپیرمرد ایستاده بودن . باخودم گفتم شاید خیلی حالشون خرابه .وگرنه اونها هم میفهمند که این بنده های خدا نمیتونن سرپا بایستند. به هر جهت نوبتون شدو رفتیم داخل . دکتر تا دیدش شناختشوگفت چطوری بابا؟ گفت :خوبم شکر. فقط سرم صدامیده و...دکترهم طبق معمول معانتاتشو انجام دادو دارونوشت . اومدیم سر راه داروهارو گرفتیم و سمت خونه روانه شدیم . توراه یه خواهشی ازش کردم . گفتم بابا !بابا!یه کم برام دعاکن . جواب نداد . دوباره گفتم بابا یه کم برای من دعا کن . گفت : میدونی که دعا نمیکنم ؟! گفتم میدونم دعا می کنی ولی من یه دعای مخصوص می خوام . گفت: دعامی کنم خدا همه چیز بهت بده .سلامت باشی .گفتم بابا من که می دونم از این دعاها برام می کنی .شکر خدا همشم مستجابه .چون الحمدلله همه چی دارم .بچه های خوب .دستمونم به دهنمون می رسه . شغل خوب وآبرومندی هم دارم . گفت پس چی می خوای ؟ گفتم بابا ، دعاکن شهید بشم .شهید . اگه تو دعا کنی خدا قبول می کنه . باهمون حال بیماریش یه نگاهی توصورتم کرد و هیچی نگفت . اشکاش از زیر شیشه زره بینی عینکش به درشتی یه مروارید دیده می شد . نمی دونم تو دلش چی می گذشت . داره دعا می کنه یا باخودش می گه ...
پدر، کیمیای کم یابیست .هر کی داره قدرشو بدونه اونهایی هم که ندارن کاری کنن که مردم خداپدر بیامرزی بهشون بگن ...



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( سه شنبه 29/1/91 :: ساعت 10:57 عصر )
»» سرزمین نور یا؟!

سالها پیش وقتی قدم به سرزمین جنوب میگذاشتی واز اهواز درجاده های منتهی به بستان و خرمشهر عبورمیکردی نشانه های تهاجم دشمن کاملا مشهود بود . تانکها و نفربرهای سوخته و به گل نشسته دشمن نشان از اقتدار و شجاعت رزمندگانی داشت که روزی در آن سرزمین به دفاع جانانه پرداختند و دشمن را از 5کیلومتری اهواز عقب راندند تا به مرزهای بین المللی رسیدند. امابه دلایلی که ما نمی دانیم امروز دیگر نشانی از آن نشانه ها نمانده جز اینکه نمادی به عنوان نماد مقاومت در آخرین نقطه حضور دشمن بنا شده است .
سالها پیش وقتی به محل یادمانهای فکه ، هویزه ، اروند ،فتح المبین ، طلاییه،شلمچه و... میرفتی از لحظه پیاده شدن از اتوبوسها نشانه هایی واقعی و بکر و دست نخورده از روزهای حضور مردان بی ادعا می یافتی که گاه اشک بر گونه های زائران می غلطیدو دقایقی با آن شیء باقیمانده نجوا می کردندوراز دل می گفتند که دست کدام شهید توراتبرک کرده .خاکریزهای باران شسته و سنگرهای پرشده از خاک وخاشاک هرکدام دنیایی حرف داشت . سیم خاردارهای پیچیده در هم ومحلهایی محصور با تابلو (میدان مین )فضای آن روزمیادین نبرد رابه ذهن متبادر می کرد . استقبال مردم قدرشناس باعث شد نیاز به فضای بیشتری حس شود و همین امر گسترش محدوده یادمانهارا الزامی کرد و دراین گسترش گاهی خاکریز قدیمی با خاکریز جدید جابجا و از بین رفت . سنگرهای جدید ساخته شد و کیسه های برنج پاکستانی و طارم فریدونکنار شد دیواره ی سنگر! اینها اجباری بود که دست اندرکاران برای ایجاد فضا باید انجام می داند هر چند که خود راضی نبودند آثار به جای مانده را دستخوش تغییرکنند. نمی دانم چه شد که از دوسال پیش متولیان به این فکر افتادند که سرزمین نور را با نمایشگاه کتاب و cd و صنایع دستی وگاهی پوشاک تکمیل نمایند . حالا دیگر زائران که از اتوبوسها پیاده می شوند اول سری به نمایشگاههای پر زرق وبرق می زنند و تا می خواهند به محل یادمان سری بزنند بلندگوهای کاروانهاندا میدهند که وقت تمام است .فریاد که : ماهنوز نرفته ایم به قلگاه شهید آوینی !ماهنوز به کنار اروند نرسیده ایم !!! وجواب که به یادمان دیگر نمی رسیم سریع سوار اتوبوس شوید .
زائر عزیز چه دیدی؟ چفیه.کتاب و قرآن . مفاتیح... که خوبهایش است . تیشرت چینی !گل پلاستیکی !گلدان منقش به عکس لیلی و مجنون... و او 2000کیلومترآمده بودتا نمایشگاهی را ببیند که بهتر و ارزانترش در شهرش وجود دارد .جالب اینجاست که بانیان نمایشگاهها متولیان یادمانها هستند ... 
نمی دانم شاید من اشتباه می کنم و ...    
                                                                               نمایش تصویر در وضیعت عادی        
   


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( دوشنبه 21/1/91 :: ساعت 9:17 عصر )
»» سرزمین نور

آنها که معتقند می گویند باید قسمتمان شود که برویم . وقتی می شنوند که دوستی و رفیقی عازم است التماس دعا دارند و بیان حاجات که در آن سرزمین پاک از خدا برایشان طلب کنند . راه دوراست . نزدیک کربلا . تا کربلا چیزی راه باقی نمانده اما بوی کربلا به مشام می رسد . گاهی درنقاطی از آن سرزمین همان حدیث کربلا نقل می شود که : حسین و یارانش 72 نفر بودند . بعد از یورش تانکها به هویزه آنها سد راهشان شدند و تا آخیرین گلوله دفاع کردند ودر نهایت همه به شهادت رسیدند . دشمن از عصبانیتی که داشت با خوی وحشیگری اجساد آنان را درمکانی جمع آوری کرد وبا تانک بر بدنهای مطهر شان راند و حسین علم الهدا و یارانش اینچنین شهید شدند . درجای دیگر روایت می کنند که درکنار شط در روزهای  مقاومت خرمشهر ،مدفعان تشنه بودند وانتظارقطره ای آب ، که از آنان دریغ شده بود . سرزمین خوبی بود . دلها ازآنجا پرمی کشید و تا معراج می رفت . زائرانش ساعتها برخاک می نشستند و می گریستند . خاکهای نرم کوشک را با اشک چشم گل می کردند . دراطراف قتلگاه شهدا حلقه میزدندو از زبان راویان، روایت عشق بازی با خدا می شنیدند . در کنار اروند رو به فاو می نشستند و از دیوانگی اروند و دلاوری غواصان می شنیدند . نعلین از پا بدر می کردند و بررملهای خیزان فکه قدم رنجه می کردند تا به محل عروج شهید قلم آوینی می رسیدند . شیار لاله های سرخ منطقه فتح المبین سرخی خون شهیدانی را به نمایش می گذاشت که در شبهای عملیات برزمین دشت عباس ریخت .آری سالها پیش وقتی قدم به آن سرزمینها می گذاشتی دیگر یاد شهرو دیار خود نبودی .سوغاتش خاک بودو ترکشو چفیه تبرک شده محل تفحص شهیدی .و در دیدن خاکریزها و سنگرهای باقی مانده از دوران دفاع مقدس وگاهی قمقمه ای ویا پوتینی به جای مانده بر دیگران پیشی می گرفتی و گاه در خیل مشتاقان متعجب می ماندی که خدایا اینان چه می خواهند بدانند ؟ می پرسیدی به چه آمده اید؟ میگفتند : دیدن حدیث عاشقی . حماسه .اوج ایمان .اقتدار و افتادگی . دوهزار کیلومتر می آمد با بچه ی بغل تا بداند در شلمچه چه گذشته . تا بداند در سوسنگرد وبستان و چزابه چمران وبرونسی وعلیمردانی چه کرده اند . و تا بداند که ....
و افسوس .افسوس از دست تغییر دست اندرکاران امروز کربلای ایران که چه برسر سرزمین نور آورده اند !!؟؟. نمایشگاه .نمایشگاه .نمایشگاه . ؟؟درنوشته بعد !!                                                                 
                                                               



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( جمعه 18/1/91 :: ساعت 9:44 صبح )
»» هشداراوباما

اوباما در سخنرانی امروزش درجمع صهیونیستها باردیگر گفت : همه ی گزینه ها روی میز است !!
واقعا موندیم این گزینه های جناب اوباما چیه ؟چندتاست ؟ چه شکلیه؟ میخوام از مسئولین لشکری و کشوری یه خواهش بکنم . جان من یه کاری بکنید این پریزدنت تحریک بشه همه ی گزینه هاشو بشماره . مثلا بگه اگه ملت ایران حضور 64 درصدی در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی داشتند از کدوم گزینه اش استفاده می کنه که دردش کم بشه و جای سیلی سخت مردم رو چهره اش آروم بگیره .
یا اصلا اگه ایرانیها به حرف رهبرشون گوش دادن و اجناس خارجی نخریدند و یاکمتر خریدند که تولیدات داخلی تقویت بشه ،جناب باراک حسین اوباما چه تدبیری می کنه که دوستانش به دستوراتش پشت نکنند ودست از تحریم ایران برندارند و به اوبگویند نمیفهمی برو گاوتو بچرون !
یا حالاکه ماهواره ایرانی قراره یک سالو نیم در فضا عمر داشته باشه و تصاویرش از کیفیت خیلی خوب بهره منده و قابل تجزیه وتحلیل ومیتونه از هر نقطه جهان تصویر برداری کنه ، این صاحب سگ پاکوتاه کاخ سفیدکدام گزینشو آزمایش می کنه .
جان من اصلا یه کاری بکنید همون گزینه آخری رو که همیشه با لشکر کشی و اعزام ناوهای غول پیکرش همراهه استفاده کنه تا این جوونای ماجراجو ودین دار و وطن دوست ایرانی هم یه ناز شصتی به این درازه بیقواره نشون بدن که ایران افغانستانو عراق وسومالی نیست که بتونه اشغال کنه وشبانه اونم دزدکی وارد بشه و از نظامیهاش سان ببینه چون اگه جرات کنه و از اون گزینه خوبش استفاده کنه باید اول برای خودش وسگش یه قبر توی کاخ سفید حفر کنه تا شاید در امان خاک باشه .
البته
میتونه فعلا نقاشی گزینه هاشو بکشه ، واگه استعدادش خوب باشه اونو رنگ کنه ...
خیلی خنده‌دار


                                                             میزهای تحریر دونفره  فانتزی برای کودکان



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( دوشنبه 15/12/90 :: ساعت 10:4 عصر )
»» روی سخنم باشمانیست!

آره با شمانیستم .چون شما از همون اول انقلاب دین خودتونو به اسلام و امام وانقلاب ادا کردین . هرجاصداتون کردن مثل شیرسرصحنه حاضرشدید تا جایی که امام میگفت من شرمنده ی شماملت هستم . شما قائله کردستانو گنبدو مهمتراز اون هشت سال جنگ با ابرقدرتهای دنیاروپشت سرگذاشتید و سربلندوپیروز از امتحان الهی بیرون اومدید. نه !باشمانیستم .
با مسئولین هستم .
با اونایی که فردا بارای شمامیرن داخل اون ساختمانی که سقفش هرمی شکله و صندلی و فرش فیروزه ای داره .اصلا باهمه ی اونایی که تا حالا پارودوش شما مردم گذاشتن و شدن مسئول . خودشون میگن خادمیم ولی بعضیهاشون دروغ میگن . مردم 12 اسفند میان .همونجور که 22 بهمن اومدن و همونجور که در انتخاباتهای قبلی اومدن . نشه یه وقت 13اسفند بشه و دیگه فراموش کنید که این ملت چگونه از خود گذشتگی نشون داده وتا پای جان برای این انقلاب و نظام ایستادگی کرده . نکنه باز تصمیم بگیرید نامه به مقتدامون بزنید که حالا دیگه وقتشه جام زهررو بنوشید. نکنه یه باره تصمیم بگیرید اعتصاب غذا بکنید و درخفا بره های بریان باطعم انار ببلعید .نکنه یه باره عقلتون پاره آجربرداره و به داشتن یک دستگاه سانفژیورراضی بشین وهمونم بهتون ندن وتاسیسات اتمیمون روپلمپ کنید . آهای مدیران نظام باشمایم .باورکنید این مردم اگر میخواستند با ناجوانمردیهای بعضی از شما از انقلاب و رهبری دست بردارند تا امروز اثری از این اسلام نبود . یکیتون  جانشین امام بودید وخائن .یکیتون رییس جمهور بودیدوخودفرش.یکیتون وزیر فرهنگ بودید ومنافق .یکیتون رییس دفتر مقام ارشد هستید و فتنه گر. چندتاتون نماینده مجلس بودین وهستین وجیره خوار دشمن و...بشمارید اونایی که رفتن اونور آبو امروز کاسه لیس شاه عربستان شدنو کفش جفت کن اوباما و سخن پراکن شبکه های بی مغز غربی .چشماتونو باز کنید و گوش شنواداشته باشید .
آره .مردم چشم به اشاره رهبرشون دارن و بعضی مسئولین دلسوز و فداکارشون . مردم ایستاده اند تا دشمن رابه زانو درآورند . مردم گناهان شما را به حساب انقلاب نمی نویسند .مردم خیانت بعضی مسئولین رااز بی شرمی آنها می دانند که نمک می خورند ونمکدان می شکنند . آهای !اونایی که فردا رای میارید .از هر جبهه و گروهی هستید باشید . وقتی رفتید خانه ملت باید یک دست باشید .امین باشید . صادق ودرستکار باشید . رانت نخورید.تقلب نکنید. با اموال ملت تجارت نکنید .توطئه نکنید .مردم فروشی نکنید .بازیهای سیاسی نکنید .سیاستبازی نکنید. سیاستمدار باشید . ولایتمدار باشید .قانونمدار باشید. مخلص مردم باشید .و باخداباشید ...و مردم را فراموش نکنید ...
                                                                      



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( پنج شنبه 11/12/90 :: ساعت 10:40 عصر )
»» قهرمانان مقاومند

دوستانش بسیار نگران بودند . همسنگرانش که اورا در لبا لب خاکریزهای دشمن و در پشت جبهه دشمن دیده بودند. آنهایی که درگردان او همرزمش بودند نگران بودند که مبادا او تحمل این همه درد را نداشته باشد . عمل قلب باز !. آخر خیلی حیف است که مرد سنگرهای دیروزجنوب وراوی راهیان نور امروز سربربالین بیماری گذارد . همه دعا می کردند . عده ای ختم قرآن نظر کردند و بسیجیانش صلوات برمحمد و آل محمد که او از این عمل سنگین جان سالم بدر برد تا بار دیگر روایت فتح گوید و جوانان امروز را از وقایع و دلاوریهای شیرمردان رزمنده دیروز آگاه کند . امروز که موفق به دیدارش شدم و رنگوروی بشاش و شادش رادیدم برآن شدم شادیم را با دوست دارانش تقسیم کنم . فرصت را غنیمت شمردم و این دوعکس را برایتان شکار کردم . البته رضایتش را گرفتم . برای سلامتی و بهبودش دعا کنیم. صلوات .


   
                              



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمد ( چهارشنبه 10/12/90 :: ساعت 10:45 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خفه میشی ها!!
سلام رییس جمهور
پرده های آویخته
9کلید میانبرمرورگرها
کیمیای کم یاب
سرزمین نور یا؟!
سرزمین نور
هشداراوباما
روی سخنم باشمانیست!
قهرمانان مقاومند
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 5
>> بازدید دیروز: 64
>> مجموع بازدیدها: 25401
» درباره من

خاکریز

» پیوندهای روزانه

بچه های قلم [7]
خبرگزاری ایرنا [2]
پخش حرم امام حسین(ع) [14]
کدموزیک [16]
شهید مطهری [5]
رساله امام خمینی (ره) [48]
[آرشیو(6)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
شهید دژبان[5] . شهید[4] . راهیان نور[3] . مسابقه[3] . شهید غلامرضا دژبان[2] . 22بهمن[2] . رزمنده .بیسیمچی.روی موج شهدا. . آستان قدس رضوی . مشهد.عزادری.تفت.زنجان.عاشورا . اوباما.کاریکاتور.ایران .آمریکا.هواپیمای آرکیوصدوهفتاد . بازباران.کربلا.امام حسین.ترانه. . شهردای . فتنه- . شهر و شهرداری . همت مضاعف . 9دی .فتنه-عاشورا.حماسه. زیبایی . اربعین . قرآن . سفرهای استانی . رییس جمهور . بیمارستان. خراسان رضوی . قدیانی- حسین قدیانی -قطعه 26 . 16 آذر . 16آذر . حمید استاد . راهپیمایی .حزب الله . راهیان نور . نمایشگاه . جنگ .شهید . مذاکرات .5 . 1 انرژی هسته ای. اتم . حرم .امام رضا .هتل . عذر خواهی . پدر.کیمیا.عشق . فاطمه . زهرا. علی .پیامبر . مشهد.فلسطین.شهرداری مشهد.نماد . قرآن- آمریکا أافغانستان . . فرار موسوی . انتخابات-مردم.ایران.مجلس.اصلاح طلب-اصولگرا . عباس تیموری. دفاع مقدس .رزمنده . . دادگاه . شعار سال 91- حرم .آستان قدس. بنر . قرآن . تفسیر نور . اسلام . هتاکی به قرآن . جمونگ . دفاع مقدس - شهید- جهاد . قاسم سلیمانی .تروریست.آمریکا. ایران . سردارسلیمانی.ایران . آدرس .ترور . بحرین .عربستان سعودی.بیداری اسلامی .ایران . عاشورا. حسین . . مسابقه وصیت نور . بصیرت -عاشورا . مقام معلم . آیه ها . حمله اسراییل به ایران . ریگی شرور . روزنامه ایران - چادر - جنگ نرم -خاتون . سیل . ریگی . ریگی ملعون . حجاب -عفاف -بدحجاب . هزار وبلاگ . قدس . راهپیمایی . آزادگان . رهبری.خامنه ای.بسیج.ایران.بیانان رهبری.محرم . مشهد .شهرداری.تبلیغات .بلوار امام علی .بنر. . انگلیس-پرچم انگلیس-اخراج انگلیس-سفارت انگلیس- . عکس-عکس سفارت انگلیس- تصویر- دانشجویان. . هفته بسیج - شهرداری . مسعود رجوی . راهیان . حرمت شکنی . نمازجمعه .تهران .ایران .رهبری. . موسوی-فتنه . امتحانات . علی . اوقات فراغت . -18 قهر . راهپیمایی مشهد - موسوی . کروبی . فتنه . مکه . دفاع . مرورگر وب. . دفاع مقدس- جنگ- انقلاب- بیداری اسلامی . م م م . انقلاب. تونس .مصر.بنعلی.حسنی مبارک . منتظری . مصر . انقلاب عرب. خاورمیانه . بسیج . 13 آبان - بسیج - رسانه ملی . مشکلات یا احزاب . تفحص . تیموری.دفاع مقدس .خرمشهر . مجلس. مردم .انتخابات. . انتخابات .مشهد. . نتایج مشهد .انتخابات . حجاب . مشهد .امام زمان . عطر. یاس . جانمانی . گرسنگی.آفریقا.چاقی.غذاهای لذیذ.مرگ .رایگان . خدمات زایران .حرم امام رضا. شب شهادت. . رمضان . محرم . 22بهمن -انقلاب- اسلام . غدیر.علی . . بحرین.قرآن.مسجد .حقوق بشر . شهید . مادرشهید .ننه علی . نتایج. مشهد .انتخابات.دوردوم . بنر.پارچه. تبلیغات.استعمار .پنبه .کالای داخلی .هنر . خرم آباد . اوباما.آمریکا.ایران.گزینه های اوباما .صهیونیست . موسوی . بنر.استعمار.نساجی . راهپیمایی 22بهمن -مشهد . راهیان نور - شهید گمنام . فکه . قرآن . افغانستان . آمریکا . گلهای پرپر . چشم روباه .بی بی سی .سپاه . عاشورا- حسین .فرشچی.نماز.محرم . 22بهمن مشهد-راهپیمایی . راهیان نور .نمایشگاه . کربلا . تازه مسلمان- استون - هالیوود . راهپیمایی روز قدس . لیست .کاندیدا. مشهد .مجلس نهم . میلاد زینب (س) . کعبه-برج-حرم- سایه . بلاگفا . فرزند صالح. . آرکیو170.آمریکا.جاسوسی.ایران.امام خمینی.هواپیما . برندگان دفاع مقدس . انتخابات. مجلس.مردم. . جنگ نرم .
» آرشیو مطالب
مرداد 1388 [6]
شهریور 1388 [15]
مهر 1388 [10]
آبان 1388 [15]
آذر 1388 [18]
دی 1388 [4]
بهمن 1388 [6]
اسفند [12]
شهریور 88
اردیبهشت 89 [2]
مرداد 89 [3]
شهریور 89 [12]
پاییز 89 [4]
زمستان 89 [11]
بهار 90 [3]
تابستان 90 [9]
پاییز 90 [13]
زمستان 90 [25]

» لینک دوستان
پایگاه اطلاع رسانی آخرالزمان و منتظران ظهور
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
حمزه
وتنم پاره ی تنم
جوانترین
بازار خیام
سنگرانفرادی
راحیل
شاندیزجدید
معرفی سایتها
عباس آقا
شاخص
جنـگ روانـی
جنگ وگنج
راه خدا
دکتراحمدی نژاد
بهترین سایتها
خادم الشهدا
وارثان بدر
امام خمینی
مقام معظم رهبری
الفاتح
خاکریز 313
خاکریز313
کدمذهبی
گرداب
شهدای دانش آموز
شیدای شلمچه
افسر جوان جنگ نرم
کانون امام خمینی
حسین قدیانی
اتحاد باامام
تحلیل نبرد
سپاه امام رضا(ع)
سازمان بسیج
برمودا
جشنواره وبلاگ قرآن
ایران
نقطه رهایی
آپدیت نود 32
وعده دیدار.کلیپ
سامانه پیامک
ساقی کوثر
امام علی
طنین نیوز
رصد7
رهپویان قرآن
آپلودعکس
حیدری ام
بچه های خاکریز
آبدیت نود با یوزروپسورد

» صفحات اختصاصی

» وضعیت من در یاهو
کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

» طراح قالب